فرهنگی،سیاسی،علمی،اجتماعی 0 ارزش انسانیت به آزادی فکر و بیان آن است |
در اواخر دهه 1980 دنیای دو قطبی بلوک شرق و غرب، تبدیل به جهان تک قطبی شد و آن زمانی بود که شوروی سابق از هم پاشید و کشورهای غربی سردمدار حکومت بر جهان شدند. اما طولی نکشید که در برابر این غول تک قطبی، کشورهای مسلمان اعلام حضور کردند. با این اوصاف دنیای کنونی باز دو قطبی شده است در یک سو کشورهای غرب و توسعه یافته و در سوی دیگر کشورهای مسلمان و در حال توسعه قرار دارند. در کشورهای توسعه یافته دین و مذهب کنار گذاشته شده است، اما برعکس در کشورهای در حال توسعه، دین نقش مهمی در زندگی مردم ایفا می کند.
جوامع توسعه یافته بطور گسترده ای در صدد تاثیرگذاری بر جوامع دیگر هستند بنابراین علاوه بر تاثیرات اقتصادی، بر فرهنگ و مذاهب آن جوامع نیز تاثیر می گذارند و حتی سعی در حذف مذهب از زندگی آنان را دارند.
اما اگر جهانی شدن از سوی کشورهای جهان سومی و توسعه نیافته بدرستی درک شود می توانند از فرصتهای مطلوبی که جهانی شدن در اختیار آنها قرار می دهد استفاده مطلوب را ببرند. از جمله می توانند جهان را تحت تاثیر فرهنگ های صحیح خود درآورند و به احیاء دین و مذاهب خود بپردازند.
آنچه که مبرهن است، جهانی شدن نمی تواند اسلام را از اعتبار ساقط کند بلکه این مسلمانان هستند که با دور شدن از تعالیم اسلام تبدیل به جوامع عقب مانده و جهان سومی شده اند.
اگر جهانی شدن را مساوی با غربی شدن بدانیم، توسعه طلبی استعماری، هژمونی غرب برای تسلط بر تمام جهان است بنابراین غرب در پی تسلط خود در سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ خصوصا بر دنیای اسلام است.
در حوزه اقتصاد، به مفهوم سلطه کمپانی های سرمایه داری غرب بر منابع خام جهان اسلام است. در حوزه فرهنگ، فرهنگ سازی برای رشد مصرف گرایی، تنوع طلبی و لذت طلبی است. در حوزه سیاست هم امروز در هر کشور اسلامی که انتخابات آزاد صورت می گیرد. یک جریان اسلام گرا بر سر کار می آید و این با جهانی شدن یا جهانی سازی مدنظر غرب در تضاد است. همانگونه که در افغانستان و عراق نشان داده شد.
غرب بوضوح اعلام می کند که دنیا دوباره دوقطبی شده است، یک قطب آن کشورهای غربی و قطب دیگر آن کشورهای اسلامی می باشند که به نهضت بیداری جهان اسلام تعبیر می شود.
اسلام یک دین جهانی است.خداوند در قرآن کریم پیامبر را ((کافه الناس))۱معرفی می کند یعنی برای همه بشریت، پیامبر اسلام، اهداف و مطالبات جهانی دارد و این مطالبات جهانی، انسانی است و در جهت مدح انسان و عدالت و فضیلت است نه پایمال کردن حقوق انسان و فرهنگهای انسانی.
عقل گرایی، معنویت عرفانی و دینی و هنر، در قرون وسطی از جهان اسلام به اروپا منتقل شد، اما هیچکدام از اینها نه اومانیسم امروزی بود و نه راسیونالیسم، هیچکدام ماهیت ماتریالیستی و غیردینی نداشت. در جهان اسلام همه اینها زیر سایه توحید و شریعت بود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|